الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
321
تفسير مجمع البيان (فارسى)
اينكه مطابقت با ما قبل و ما بعدش كند ، و بعضى گفتهاند ، كه ما در اينجا به معناى من است و ضميرى كه عود كننده از صله بموصول است در تمام جملات حذف شده و تقديرش اين است ما تعبدونه و ما اعبده و ما عبدتموه . شأن نزول : اين سوره در باره چند نفر از صناديد و بزرگان قريش بنام حارث بن قيس سهمى و عاص بن وائل و وليد بن مغيره و اسود بن عبيغوت زهرى و اسود بن مطلب ابن اسد و اميه بن خلف نازل شده است . چون آنها آمدند خدمت حضرت رسول ( ص ) و گفتند اى محمد تو دين ما را پيروى كن ما هم دين تو را پيروى نموده و تو را در تمام كارهاى خودمان شريك و سهيم مينمائيم ، يك سال تو خدايان ما را بپرست ، و يك سال ما خداى تو را مىپرستيم ، پس اگر آنچه تو آوردهاى بهتر بود از آنچه در دست ماست كه ما شركت نموديم در آن و حظ و نصيب خود را از آن دريافت كردهايم و اگر آنچه در دست ماست ( از بت پرستى ) بهتر باشد از دين تو تو در امر ما شركت كرده و حظ و نصيب خود را از آن گرفتهاى . پس آن حضرت فرمود پناه ميبرم بر خدا كه براى او شريكى قائل بشوم و غير او را شريك او گردانم ، گفتند بيا بعضى از خدايان ما را استلام كن و دست بر آنها بزن ما تو را تصديق نموده و خداى تو را مىپرستيم فرمود ، صبر كنيد تا ببينم چه دستورى از خدايم ميرسد ، پس نازل شد قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ . . . پس پيغمبر ( ص ) برگشت به مسجد الحرام و در آن پر بود از قريش ، پس بر سر ايشان ايستاد و سوره را تا آخر قرائت فرمود ، و چون از خواندن سوره فارغ شد قريش از او مأيوس و نااميد شدند